قوم خزر
قوم خزر ساکن ساحل جنوب غربى دریاى قزوین ( خزر امروزی ) بودند که بعدها تقریباً سراسر ضلع غربى دریای مازندران را اشغال کردند. آنها به ظن قوى از اقوام بخش شرقى دریاى مزبور بودند و در قرن دوم میلادى به سمت جنوب یا شمال آن دریا کوچیده و در بخش مناسبتر و معتدلتر آن که جنوب غربى بود، استقرار یافته بودند. مدت هاى مدیدى با فرهنگ و زندگى شبانى و کوچى زندگى کردند، ولى رفته رفته متمکن و تثبیت شدند و منطقه اى را از جنوب غربى دریاى قزوین تا جنوب ولگا به نام خویش موسوم نمودند. از آنجا که هنوز خوى تمدن و شهر نشینى نیافته بودند، دین و آئین پیشرفته اى نداشته و اغلب به شمنیزم و آنیمیسم و احتمالاً میترائیسم گرایش داشتند. آنها پس از تشکیل دولت و به هم زدن قدرت، بنا بر عللى که چندان روشن نیست به آئین یهود درآمدند و طبق معمول یهودیان که دین خود را به آئین نژادى تبدیل کرده بودند، براى خود تبارنامه اى جعلى ساختند و مدعى گردیدند که از تیره بنى اسرائیل هستند، همان گونه که برخى از سیاه پوستان اتیوپى – فلاشه ها – و بعضى سفید پوستان اروپایى و رنگین پوستان خاورمیانه که یهودى هستند، همین داعیه را دارند.
خزر ها کمى قبل از آن به آئین مسیحیت درآمده بودند، ولى با تبلیغات تجار یهودى که به شمال و جنوب رفت و آمد داشتند، از آن دست کشیدند. به هر ترتیب، با وجود پذیرش کیش یهودى و درواقع «بنى اسرائیلى شدن» خزرها، خوى نامتمدن ایشان کاملاً زایل نگردید و اشتغال اصلى دولت آنان، علاوه بر واسطه گرى و تجارت، غارتگرى و چپاول اقوام مجاور بود. جنگ هاى آنها با ایرانیان و خساراتى که بر ساسانیان وارد ساختند، یکى از عوامل مؤثر تضعیف ارتش ایران در برابر حملات مستمر روم شرقى بود. خزر ها پس از وارد ساختن ضربات کارى بر سپاه منظم ساسانى مستقر در قفقاز، که با شبیخون هاى پیاپى و جنگ هاى چریکى با آنان صورت مى گرفت، صلاح خویش را در اتحاد با دشمن بزرگ ایران یعنى دولت روم دانستند. ساخلوى بزرگ ساسانى در «دربند» قفقاز که بعد ها مسلمانان نیز آن را «باب الابواب» نامیده و پایدار نگاه داشتند، براى جلوگیرى از هجوم مستمر خزر ها تأسیس شده بود. با این همه، در زمانى که سپاه ایران ساسانى در عصر خسرو پرویز پیشروى برق آسایى در آسیاى صغیر نمود و متصرفات روم را یکى پس از دیگرى به چنگ آورد، هراکلیوس -هرقل- امپراتور روم شرقى سرکرده خزر ها را براى حمله به ایران ترغیب نمود. او نیز با ۴۰ هزار نفر سپاه خود به یارى ارتش شکست خورده روم آمد و هماهنگ با یکدیگر، مشترکاً از شمال و غرب بر سپاه خسرو پرویز تاختند و آن را در هم شکسته، تا عمق سرزمین ایران به عقب راندند. خزر ها تا چندین ماه آذربایجان را نیز در اشغال داشتند و شهرهاى آن را به باد غارت داده و اسیران و غنائم فراوان بردند و خصوصاً به ویران ساختن آتشکده ها همت گماشتند. ولى هنگامى که زمستان فرا رسید و سپاه ایران نیز توانست خود را ترمیم کند، خزر ها به سرزمین خود بازگشتند.
پس از آنکه تاریخ دوران اسلامى ایران آغاز شد،سپاهیان مشترک عرب و ایرانى بار ها با خزر ها درگیر شدند. در سال ۷۱ هجرى قمرى سپاه محمد بن مروان که از طرف عبدالملک خلیفه اموى مأمور سرکوب خزرها و دفع فتنه و آشوب آنها شده بود، مغلوب ایشان گردید و خزرها ارمنستان را اشغال کردند. اما ۴۰ سال بعد، پسر همین فرمانده به نام مروان بن محمد نیروى اصلى خزر ها را نابود ساخت و پیمان صلح سرکرده آنها را که درخواست مسلمان شدن داشت، پذیرفت. در این زمان بخشى از خزرها مسلمان و بخشى دیگر یهودى و عده اى هم تحت تأثیر روم شرقى مسیحى بودند. اما اسلام آنها چندان نپایید و با ارتباط بیشتر دولت روم شرقى با ایشان،که بویژه با ازدواج دختر خاقان خزرها با کنستانتین پنجم ولیعهد لئوى سوم امپراتور روم نزدیکتر گردید، مسیحیت به عنوان عنصر غالب فرهنگى خزرها شناخته شد. تاخت وتاز غارتگرانه خزرها تا قرن ها بعد نیز ادامه یافت و در زمان هارون الرشید حتى تا منتهى الیه شرقى ایران یعنى ماوراءالنهر کشیده شد و مردمان بسیارى را از آرامش و امنیت محروم ساخت. با قدرت گرفتن اقوام اسلاو ، طوایف مختلف روس ، خزر ها خود را از هر سو در مخاطره یافتند، و بتدریج از صحنه تاریخ محو گردیدند.
دکتر محمد رجبى
قوم خزر ازوحشی گری دیروز تا صهیونیسم امروز
خزر نام قومی ترک نژاد است که در فاصله زمانی کوتاه موفق شدند حکومتی مقتدر در نواحی شمال غربی این دریا پدید آورند و بنا به مصالح سیاسی موفق شدند نام خود را بعد از میان رفتن حکومتشان و ترک این نواحی بدین دریا دهند.نامی که امروزه از روی اشتباه نه تنها به شهرکها، هتلها، خیابانها و فروشگاههای فراوانی در اقصی نقاط سرزمینمان اطلاق میشود بلکه متاسفانه در محافل علمی و آکادمیک و کتابها و نقشههای جغرافیایی رسمی ایران نیز پذیرفته شده است.
خزرها که بودند؟ باید در نظر داشت که دشتهای وسیع و صحراهای بیپایان مناطق شمالی آسیای مرکزی جایی که امروز برخی کشورهای تازه استقلال یافته از شوروی سابق قرار گرفته اند، از دیرباز سکونت گاه اقوام و قبایل ترک نژادی بوده که به صورت بدوی و نیمه بدوی در آن زندگی میکردند. آنان که تعلق به نژاد زرد داشتند شیوه زندگی خود را بر اقتصاد غارت و چپاول استوار ساخته و با ساختار ایلی و کوچنشینی از راه تاخت و تاز و یورش به آبادیها و شهرهای معمورچین و ماوراء النهر گذران امور میکردند.
در حدود سده نخست میلادی حکومت چین که از هجومهای بیامان این قبایل به ستوه آمده بود با قدرت هر چه تمامتر آنان را دسته، دسته به سمت غرب راند و این سرآغاز مهاجرتهای وسیع این قبایل به سمت نواحی غربی شد و موجب تحولات بس شگرف و عظیمی در ساختار سیاسی و اقتصادی سرزمینهای ماوراء النهر، ایران، شمال دریای مازندران و نواحی اروپا گردید. دامنه این مهاجرتها حدود دوازده قرن به طول انجامید تا سرانجام در سده سیزدهم با گردباد ویران کنندة مغول که میتوان آن را آخرین سیل این جابجاییها دانست فرونشست و مدتها شاهنشاهی عظیم ساسانی را به خود مشغول ساخته و دستاویزی برای جنگهای ایرانیان و تورانیان(همین قبایل) در شاهنامه حماسهسرای بزرگ توس، فردوسی شدند.
فشار این مهاجرتها تا به اندازهای بود که نه تنها موفق شدند مناطق با اهمیت ماوراء النهر را برای همیشه از کف آریاییها به در آورند بلکه در دوران اسلامی امپراتوریهای مقتدر سلجوقی، خوارزمشاهی و ایلخانان را در ایران پی افکنند. در نواحی شمالی دریای مازندران حکومت مقتدر خزرها را پدید آورند و دست آخر با بنیان امپراتوری مقتدر عثمانی مدتی طولانی شرق و غرب جهان را دستخوش تهدیدات سلطه جویانه خود کردند. از سوی دیگر چنان اروپای شرقی را در تصرف خویش درآوردند که هنوز بلغارها، مجارها و….. از آنان به یادگار مانده اند.
هنگامی که هونها همراه با سردار مشهور خود«آتیلا» در غالب یکی از همین مهاجرتها در تعدادی بسیار زیاد راهی غرب شدند و تمام خاک اروپا را به توبره کشیدند تا جایی که هنوز نام آتیلا با قتل و غارت و نابودی پیوند خورده است، خزرها یکی از قبیلههای فراوانی بودند که در اردوی آتیلا قرار داشتند. به احتمال نزدیک به یقین واژه خزر از ریشه ترکی«گز» به معنای «گردیدن» آمده که معنای ساده آن «صحرا گرد» است. از جریان ویرانیهایی که هونها در مسیر خود بر جای گذاشتند، خزرها نهایت استفاده را کرده و در منطقه شمال غربی دریای مازندران، به طور دقیق در شمال کوههای قفقاز سکونت گزیدند.
خزرها در ابتدا در زیر سلطه هونها، سپس امپراتوری ترک باختری بودند، آنان مقارن با ظهور اسلام در سده هفتم میلادی موفق به تاسیس حکومتی شدند که چهارصد سال بلامنازع و با قدرت فراوان به حیات خود ادامه داده خزرها در اوج قدرت خود موفق شدند از کرانه دریای مازندران تا دریای سیاه را در اختیار خود درآورند. آنان در مقتدرترین دوران خود موفق شدند سپاه ظفرمند اسلام را که ساسانیان را از صفحه روزگار برچیده و امپراتوری بیزانس(روم شرقی) را به زانو در آورده بود دچار شکست و هزیمت جدی کنند. خزرها در نبرد«اردبیل» به سال۷۳۰ میلادی طعم اولین شکست دنیای اسلام را به مسلمانان چشانیدند.
تلاشهای بعدی اعراب را نیز برای فتح قلمرو خزران ناکام گذاشتند تا سرانجام دستگاه خلافت اسلامی حکومت خزرها را به رسمیت شناخت و به همسایگی با آنان تن در داد. محققان غربی بر این باورند که اگر خزرها در شرق و «شارل مارتل» در غرب مقابل سپاه اسلام به چیرگی دست نمییافتند اروپای مسیحی به دست اعراب به اسلام میگرایید. خزران به چه ترتیب به یهودیت گرویدند. زمانی که خاقان خزر به اوج قدرت خود رسیده بود، خلیفه عباسی رهبر جهان وسیع اسلام و امپراتور بیزانس سکاندار دنیای مسیحیت به شمار میرفت.
خزرها اینک دگر آن قوم بیابان گرد بدوی نبودند بلکه یک جا نشینان با تمدنی محسوب میشدند که در اثر برخوردهای فرهنگی و زندگی شهرنشینی به تجارت، کشاورزی، ماهیگیری و صنعت میپرداختند. طبیعی بود که حکومتگران زیرک خزری به دنبال مقامی باشند که سیادت سیاسی و رهبری معنوی را توامان داشته باشند. از سوی دیگر آنان که هنوز بر دین آبا و اجدادی خود چون «شمنیزم» که بر پایه باورها و آیینهای خرافی قرار داشت پایبند بودند، در برخورد با ادیان مترقی اسلام و مسیحیت در پذیرش یکی از این دو در فشار و مضیقه افتاده بودند. به ویژه اینکه نمایندگان خلیفه و امپراتور هر یک در جلب نظر این همسایگان قدرتمند به سوی دین خویش بر دیگری پیشی میجستند. در چنین شرایطی بود که سیاستمداران خزری به منظور حفظ استقلال خویش در مقابل بغداد و قسطنطنیه به یهودیت گرویدند.
خزرها که به سبب تجارت پوست با بازرگانان یهودی ارتباط یافته بودند با مذهب یهود آشنایی کامل داشتند، گرچه یهودیگرایی خزرها میبایست امری تدریجی و بنا به ملاحظات سیاسی بوده باشد اما احتمالاً از حدود ۷۴۰ میلادی در زمان خاقانی به نام«بولان» مذهب یهود در قلمروی خزرها رسمی میشود. پایان امپراتوری خزر بر آمدن قدرت جدید، شاهزادهنشینهای روسی در واقع نقطه پایانی خزرها به شمار میرود و این حکایت همیشگی تاریخ بشریت بوده است که هر طلوعی را غروبی در انتظار است.
نخستین شکست از روسها در سال۹۶۵٫م اتفاق افتاد سپس در سلسله نبردهایی که میان روسها و خزرها به وقوع پیوست، ظاهراً حمله مشترک بیزانس و روس به سال۱۰۱۶ ه.ق ضربت کاری و سختی به خزرها وارد آورده است. حملات روسها کماکان ادامه یافت. و این دلیل عمدهای بر انحطاط و افول خزرها بود. پس از این شکستها خزرها مجبور به ترک مناطق شمال غربی دریای مازندران شدند و این نواحی را به سمت شرق اروپا برای همیشه ترک کردند. آنان اندک اندک سعی در ایجاد تغییر شکل خود از یک جامعه ترک نژاد به ماهیتی کاملاً یهود مسلک داشتند. طی سدههای سیزدهم تا پانزدهم که یهودیهای اروپای غربی که نسب به اسباط دوازده گانه یهودی می بردند دستخوش آزار، شکنجه، تبعید و مرگ شدند. در چنین شرایطی بود که تقریباً بخش وسیعی از یهودیان اروپای غربی به دست پادشاهان آن سامان از میان رفتند که خود داستان مفصل دیگری است. آنچه بسیار با اهمیت و در پایان باید گفت اینکه تقریباً نه دهم یهودیان اروپا و امریکا ار تبار خزرهای ترک هستند و ربطی به اسباط دوازده گانه بنی اسرائیل و قوم بومی و فلسطین ندارند و تصادفاً همین دسته از یهودیانند که با زمینه سازیهای تبلیغات صهیونیستی به ویژه پس از جنگ جهانی دوم از اروپا به فلسطین رفته و اسرائیل را به وجود آوردهاند.
آرتور کستلر یهودی معتقد است :
اکثریت یهودیان امروز جهان از تبار خزران بتپرستی هستند که بین قرون هفتم تا دهم میلادی (حدود دویست سال) در مناطقی بین قفقاز و ولگا، حکومتی تحت عنوان خزر یا خزران داشتند. به گفتهی کستلر یهودی، این جماعت ابتدا از آیین شمنی، یعنی نوعی بتپرستی پیروی میکردند، لیکن بعدها به دلیل اغراض سیاسی، به یهودیت گرویدند و پس از انقراض پادشاهی خزران، به مناطق مختلف جهان به ویژه اروپا کوچ کردند.
سیف الله رئوفی
(3 امتیاز)
خزر ها کمى قبل از آن به آئین مسیحیت درآمده بودند، ولى با تبلیغات تجار یهودى که به شمال و جنوب رفت و آمد داشتند، از آن دست کشیدند. به هر ترتیب، با وجود پذیرش کیش یهودى و درواقع «بنى اسرائیلى شدن» خزرها، خوى نامتمدن ایشان کاملاً زایل نگردید و اشتغال اصلى دولت آنان، علاوه بر واسطه گرى و تجارت، غارتگرى و چپاول اقوام مجاور بود. جنگ هاى آنها با ایرانیان و خساراتى که بر ساسانیان وارد ساختند، یکى از عوامل مؤثر تضعیف ارتش ایران در برابر حملات مستمر روم شرقى بود. خزر ها پس از وارد ساختن ضربات کارى بر سپاه منظم ساسانى مستقر در قفقاز، که با شبیخون هاى پیاپى و جنگ هاى چریکى با آنان صورت مى گرفت، صلاح خویش را در اتحاد با دشمن بزرگ ایران یعنى دولت روم دانستند. ساخلوى بزرگ ساسانى در «دربند» قفقاز که بعد ها مسلمانان نیز آن را «باب الابواب» نامیده و پایدار نگاه داشتند، براى جلوگیرى از هجوم مستمر خزر ها تأسیس شده بود. با این همه، در زمانى که سپاه ایران ساسانى در عصر خسرو پرویز پیشروى برق آسایى در آسیاى صغیر نمود و متصرفات روم را یکى پس از دیگرى به چنگ آورد، هراکلیوس -هرقل- امپراتور روم شرقى سرکرده خزر ها را براى حمله به ایران ترغیب نمود. او نیز با ۴۰ هزار نفر سپاه خود به یارى ارتش شکست خورده روم آمد و هماهنگ با یکدیگر، مشترکاً از شمال و غرب بر سپاه خسرو پرویز تاختند و آن را در هم شکسته، تا عمق سرزمین ایران به عقب راندند. خزر ها تا چندین ماه آذربایجان را نیز در اشغال داشتند و شهرهاى آن را به باد غارت داده و اسیران و غنائم فراوان بردند و خصوصاً به ویران ساختن آتشکده ها همت گماشتند. ولى هنگامى که زمستان فرا رسید و سپاه ایران نیز توانست خود را ترمیم کند، خزر ها به سرزمین خود بازگشتند.
پس از آنکه تاریخ دوران اسلامى ایران آغاز شد،سپاهیان مشترک عرب و ایرانى بار ها با خزر ها درگیر شدند. در سال ۷۱ هجرى قمرى سپاه محمد بن مروان که از طرف عبدالملک خلیفه اموى مأمور سرکوب خزرها و دفع فتنه و آشوب آنها شده بود، مغلوب ایشان گردید و خزرها ارمنستان را اشغال کردند. اما ۴۰ سال بعد، پسر همین فرمانده به نام مروان بن محمد نیروى اصلى خزر ها را نابود ساخت و پیمان صلح سرکرده آنها را که درخواست مسلمان شدن داشت، پذیرفت. در این زمان بخشى از خزرها مسلمان و بخشى دیگر یهودى و عده اى هم تحت تأثیر روم شرقى مسیحى بودند. اما اسلام آنها چندان نپایید و با ارتباط بیشتر دولت روم شرقى با ایشان،که بویژه با ازدواج دختر خاقان خزرها با کنستانتین پنجم ولیعهد لئوى سوم امپراتور روم نزدیکتر گردید، مسیحیت به عنوان عنصر غالب فرهنگى خزرها شناخته شد. تاخت وتاز غارتگرانه خزرها تا قرن ها بعد نیز ادامه یافت و در زمان هارون الرشید حتى تا منتهى الیه شرقى ایران یعنى ماوراءالنهر کشیده شد و مردمان بسیارى را از آرامش و امنیت محروم ساخت. با قدرت گرفتن اقوام اسلاو ، طوایف مختلف روس ، خزر ها خود را از هر سو در مخاطره یافتند، و بتدریج از صحنه تاریخ محو گردیدند.
دکتر محمد رجبى
قوم خزر ازوحشی گری دیروز تا صهیونیسم امروز
خزر نام قومی ترک نژاد است که در فاصله زمانی کوتاه موفق شدند حکومتی مقتدر در نواحی شمال غربی این دریا پدید آورند و بنا به مصالح سیاسی موفق شدند نام خود را بعد از میان رفتن حکومتشان و ترک این نواحی بدین دریا دهند.نامی که امروزه از روی اشتباه نه تنها به شهرکها، هتلها، خیابانها و فروشگاههای فراوانی در اقصی نقاط سرزمینمان اطلاق میشود بلکه متاسفانه در محافل علمی و آکادمیک و کتابها و نقشههای جغرافیایی رسمی ایران نیز پذیرفته شده است.
خزرها که بودند؟ باید در نظر داشت که دشتهای وسیع و صحراهای بیپایان مناطق شمالی آسیای مرکزی جایی که امروز برخی کشورهای تازه استقلال یافته از شوروی سابق قرار گرفته اند، از دیرباز سکونت گاه اقوام و قبایل ترک نژادی بوده که به صورت بدوی و نیمه بدوی در آن زندگی میکردند. آنان که تعلق به نژاد زرد داشتند شیوه زندگی خود را بر اقتصاد غارت و چپاول استوار ساخته و با ساختار ایلی و کوچنشینی از راه تاخت و تاز و یورش به آبادیها و شهرهای معمورچین و ماوراء النهر گذران امور میکردند.
در حدود سده نخست میلادی حکومت چین که از هجومهای بیامان این قبایل به ستوه آمده بود با قدرت هر چه تمامتر آنان را دسته، دسته به سمت غرب راند و این سرآغاز مهاجرتهای وسیع این قبایل به سمت نواحی غربی شد و موجب تحولات بس شگرف و عظیمی در ساختار سیاسی و اقتصادی سرزمینهای ماوراء النهر، ایران، شمال دریای مازندران و نواحی اروپا گردید. دامنه این مهاجرتها حدود دوازده قرن به طول انجامید تا سرانجام در سده سیزدهم با گردباد ویران کنندة مغول که میتوان آن را آخرین سیل این جابجاییها دانست فرونشست و مدتها شاهنشاهی عظیم ساسانی را به خود مشغول ساخته و دستاویزی برای جنگهای ایرانیان و تورانیان(همین قبایل) در شاهنامه حماسهسرای بزرگ توس، فردوسی شدند.
فشار این مهاجرتها تا به اندازهای بود که نه تنها موفق شدند مناطق با اهمیت ماوراء النهر را برای همیشه از کف آریاییها به در آورند بلکه در دوران اسلامی امپراتوریهای مقتدر سلجوقی، خوارزمشاهی و ایلخانان را در ایران پی افکنند. در نواحی شمالی دریای مازندران حکومت مقتدر خزرها را پدید آورند و دست آخر با بنیان امپراتوری مقتدر عثمانی مدتی طولانی شرق و غرب جهان را دستخوش تهدیدات سلطه جویانه خود کردند. از سوی دیگر چنان اروپای شرقی را در تصرف خویش درآوردند که هنوز بلغارها، مجارها و….. از آنان به یادگار مانده اند.
هنگامی که هونها همراه با سردار مشهور خود«آتیلا» در غالب یکی از همین مهاجرتها در تعدادی بسیار زیاد راهی غرب شدند و تمام خاک اروپا را به توبره کشیدند تا جایی که هنوز نام آتیلا با قتل و غارت و نابودی پیوند خورده است، خزرها یکی از قبیلههای فراوانی بودند که در اردوی آتیلا قرار داشتند. به احتمال نزدیک به یقین واژه خزر از ریشه ترکی«گز» به معنای «گردیدن» آمده که معنای ساده آن «صحرا گرد» است. از جریان ویرانیهایی که هونها در مسیر خود بر جای گذاشتند، خزرها نهایت استفاده را کرده و در منطقه شمال غربی دریای مازندران، به طور دقیق در شمال کوههای قفقاز سکونت گزیدند.
خزرها در ابتدا در زیر سلطه هونها، سپس امپراتوری ترک باختری بودند، آنان مقارن با ظهور اسلام در سده هفتم میلادی موفق به تاسیس حکومتی شدند که چهارصد سال بلامنازع و با قدرت فراوان به حیات خود ادامه داده خزرها در اوج قدرت خود موفق شدند از کرانه دریای مازندران تا دریای سیاه را در اختیار خود درآورند. آنان در مقتدرترین دوران خود موفق شدند سپاه ظفرمند اسلام را که ساسانیان را از صفحه روزگار برچیده و امپراتوری بیزانس(روم شرقی) را به زانو در آورده بود دچار شکست و هزیمت جدی کنند. خزرها در نبرد«اردبیل» به سال۷۳۰ میلادی طعم اولین شکست دنیای اسلام را به مسلمانان چشانیدند.
تلاشهای بعدی اعراب را نیز برای فتح قلمرو خزران ناکام گذاشتند تا سرانجام دستگاه خلافت اسلامی حکومت خزرها را به رسمیت شناخت و به همسایگی با آنان تن در داد. محققان غربی بر این باورند که اگر خزرها در شرق و «شارل مارتل» در غرب مقابل سپاه اسلام به چیرگی دست نمییافتند اروپای مسیحی به دست اعراب به اسلام میگرایید. خزران به چه ترتیب به یهودیت گرویدند. زمانی که خاقان خزر به اوج قدرت خود رسیده بود، خلیفه عباسی رهبر جهان وسیع اسلام و امپراتور بیزانس سکاندار دنیای مسیحیت به شمار میرفت.
خزرها اینک دگر آن قوم بیابان گرد بدوی نبودند بلکه یک جا نشینان با تمدنی محسوب میشدند که در اثر برخوردهای فرهنگی و زندگی شهرنشینی به تجارت، کشاورزی، ماهیگیری و صنعت میپرداختند. طبیعی بود که حکومتگران زیرک خزری به دنبال مقامی باشند که سیادت سیاسی و رهبری معنوی را توامان داشته باشند. از سوی دیگر آنان که هنوز بر دین آبا و اجدادی خود چون «شمنیزم» که بر پایه باورها و آیینهای خرافی قرار داشت پایبند بودند، در برخورد با ادیان مترقی اسلام و مسیحیت در پذیرش یکی از این دو در فشار و مضیقه افتاده بودند. به ویژه اینکه نمایندگان خلیفه و امپراتور هر یک در جلب نظر این همسایگان قدرتمند به سوی دین خویش بر دیگری پیشی میجستند. در چنین شرایطی بود که سیاستمداران خزری به منظور حفظ استقلال خویش در مقابل بغداد و قسطنطنیه به یهودیت گرویدند.
خزرها که به سبب تجارت پوست با بازرگانان یهودی ارتباط یافته بودند با مذهب یهود آشنایی کامل داشتند، گرچه یهودیگرایی خزرها میبایست امری تدریجی و بنا به ملاحظات سیاسی بوده باشد اما احتمالاً از حدود ۷۴۰ میلادی در زمان خاقانی به نام«بولان» مذهب یهود در قلمروی خزرها رسمی میشود. پایان امپراتوری خزر بر آمدن قدرت جدید، شاهزادهنشینهای روسی در واقع نقطه پایانی خزرها به شمار میرود و این حکایت همیشگی تاریخ بشریت بوده است که هر طلوعی را غروبی در انتظار است.
نخستین شکست از روسها در سال۹۶۵٫م اتفاق افتاد سپس در سلسله نبردهایی که میان روسها و خزرها به وقوع پیوست، ظاهراً حمله مشترک بیزانس و روس به سال۱۰۱۶ ه.ق ضربت کاری و سختی به خزرها وارد آورده است. حملات روسها کماکان ادامه یافت. و این دلیل عمدهای بر انحطاط و افول خزرها بود. پس از این شکستها خزرها مجبور به ترک مناطق شمال غربی دریای مازندران شدند و این نواحی را به سمت شرق اروپا برای همیشه ترک کردند. آنان اندک اندک سعی در ایجاد تغییر شکل خود از یک جامعه ترک نژاد به ماهیتی کاملاً یهود مسلک داشتند. طی سدههای سیزدهم تا پانزدهم که یهودیهای اروپای غربی که نسب به اسباط دوازده گانه یهودی می بردند دستخوش آزار، شکنجه، تبعید و مرگ شدند. در چنین شرایطی بود که تقریباً بخش وسیعی از یهودیان اروپای غربی به دست پادشاهان آن سامان از میان رفتند که خود داستان مفصل دیگری است. آنچه بسیار با اهمیت و در پایان باید گفت اینکه تقریباً نه دهم یهودیان اروپا و امریکا ار تبار خزرهای ترک هستند و ربطی به اسباط دوازده گانه بنی اسرائیل و قوم بومی و فلسطین ندارند و تصادفاً همین دسته از یهودیانند که با زمینه سازیهای تبلیغات صهیونیستی به ویژه پس از جنگ جهانی دوم از اروپا به فلسطین رفته و اسرائیل را به وجود آوردهاند.
آرتور کستلر یهودی معتقد است :
اکثریت یهودیان امروز جهان از تبار خزران بتپرستی هستند که بین قرون هفتم تا دهم میلادی (حدود دویست سال) در مناطقی بین قفقاز و ولگا، حکومتی تحت عنوان خزر یا خزران داشتند. به گفتهی کستلر یهودی، این جماعت ابتدا از آیین شمنی، یعنی نوعی بتپرستی پیروی میکردند، لیکن بعدها به دلیل اغراض سیاسی، به یهودیت گرویدند و پس از انقراض پادشاهی خزران، به مناطق مختلف جهان به ویژه اروپا کوچ کردند.
سیف الله رئوفی
(3 امتیاز)

دیدگاه ها
دریافت چکیده نظرات این پست