امروز يكشنبه 16 بهمن 1390

زرتشت

آرشیو - تاریخ ایران قبل از اسلام
زرتشت ، زردشت ، زردهُشت یا زراتُشت : در اوستا زرثوشتر به تعبیری به معنی«دارنده روشنایی زرین‌رنگ » و به تعبیری دیگر « دارنده شتر زردفام» و سرانجام به معنای ” ستاره زرین ” نام پیامبر ایرانی و بنیادگذار دین زرتشتی یا مردیسنا و سراینده گاهان (کهنترین بخش اوستا) است.

نام های دیگر زرتشت که در منابع زرتشتی و یونانی و رومی آمده اند : سپیتاک (فرد سفید و نورانی) ، سپنداته (مخلوق مفدس) ، زریادر ( زریر ، دارنده تن زرین) ، گئوماته (دانای سرودهای دینی) ، زراتوشترا (دارنده کالبد زرین) ، پاتی زیت (نگهبان سرودهای دینی) اوستانس (دانای اوراد دینی) ، سمردیس (به اندازه سه تن) ، تنائوکسار (دارای تن باشکوه) ، بردیه که به معنی تنومند است و در متون باستانی یونانی ، معنای زرتشت برابر با ستاره‌شناس دانسته شده‌است.

معروف است که زایش زرتشت در روز ششم فروردین بوده‌است اما در متون پهلوی مانند گزیده های زادسپرم، فصل ۲۵ ، زایش زرتشت در آخرین روز اسفند و هنگام نوروز بوده است. در باره تاریخ زایش او دیدگاه‌های فراوانی وجود دارد. برآوردها از ششصد تا نهصد سال پیش از میلاد تفاوت دارند. تولد زرتشت را در شمال غربی ایران در نزدیکی دریاچه چیچست (ارومیه) و برخی در شرق ایران دانسته‌اند که احتمال این که از شمالغرب ایران یعنی آذربایجان بوده باشد بیشتر است . پس از اعلام پیامبری در سن ۳۰ سالگی ، زندگی بر زرتشت در منطقه مذکور ایران سخت شد و او ناچار به کوچ به شمال شرقی ایران آن روزگار یعنی منطقه بلخ شد. در آنجا زرتشت از پشتیبانی گشتاسب‌شاه برخوردار شد و توانست دین خود را گسترش دهد.

پیامبر ایران باستان ” اشور زرتشت ” بزرگ مردی که پس از هزاران سال همچنان نام و اندیشه اش بر تارک ذهن راست اندیشان می درخشد ، پس از پایان رسالت خود که آموزش راستی و آرامش به انسان ها بود ، در شهر بلخ به سر می برد . هنگامیکه گشتاسب کیانی و پسرش اسفندیار ، فرمانروای بلخ که آن زمان از پایتخت خارج شده بودند، فرمانروای تورانی(ارجاسب) که دشمن دیرینه ایرانیان بود از فرصت بهره جست و تورابراتور فرمانده سپاه خود را با لشگری بسیار به ایران فرستاد . لشگر تورانی دروازه های بلخ را با همه دلاوریهای ایرانیان درهم شکستند و هنگامی که زرتشت با لهراسب و گروهی دیگر از پیروانش در آتشکده بلخ به نیایش مشغول بودند با یورش سپاهیان مهاجم همگی جان باختند.
مرگ زرتشت : در کتاب دبستان مذاهب صفحه ۱۱۸ این گونه روایت شده : دشمن پیامبر به معبد زرتشت پیغمبر داخل شده به شمشیری او را شهید کرد و زرتشت شمارافزار یا یادافزار(تسبیح) خود را به سمت او افکند . از آن، فروغی درخشنده برآمد و آن آتش او را بسوخت .
پنجم دی ماه برابر با یازده دی ماه باستانی ( روز خور) در تقویم زردشتیان،‌ روز درگذشت اَشو زردشت، پیامبر ایرانی، گفته شده است. طبق تقویم رسمی اواخر دوره ساسانی ، زردشت در روز خور (روز یازدهم) از ماه دی در سن ۷۷ سالگی به دست «بَرادَریش» یا «تورِ بَرادَر وُریش» کشته شد. در اوایل دوره ساسانی، سالگرد درگذشت زردشت را در روز یازدهم اردیبهشت می‌گرفتند ولی در اواخر این دوره با تغییراتی که رسما در تقویم داده شد ، سالگرد درگذشت زردشت به یازدهم دی ماه منتقل شد. اما مراسم دینی سالگرد درگذشت زردشت در هر دو زمان براساس تقویم رسمی و عرفی برگزار می‌شد .

خانواده زرتشت : جد پدری زرتشت شخصی بود به نام پیترگتراسپه. نام خانوادگی زرتشت اسپنتمان بود. مادر او دُغدو و پدر وی پوروشسب نام داشتند. پوروشَسْب اِسپَنْتْمان مردی دانشور و درستکار بود. دغدو دختر فری‌هیم‌رَوا از خاندان نژادگان (اشراف) و دینور بود. حاصل ازدواج پوروشسب و دغدو پنج پسر بود و زرتشت سومین پسر آنهاست. زرتشت از همسر خود به نام هووی شش فرزند داشت. نام سه پسر ایشان ایسَت‌واسْتَرَه ، اورْوْتَتْ‌نَرَه، هْوَرْچیثْزَه و نام سه دخترشان فرینی، ثریتی و پوروچیستا بود.مَیدیوماه پسرعموی زرتشت و نخستین کسی که به پیامبر ایمان آورد.

هر یک از فرزندان زرتشت وظایفی عمده بردوش داشتند. به عبارت دیگر پسر ارشد او نخستین موبد موبدان، پسر دوم نخستین رئیس و افسر رزمیان و پسر سوم رئیس طبقه ی برزیگران بوده‌است.

لفظ اشو که به معنی مقدس روحانی و جسمانی راستی و درستی است و در اوستا زیاد آمده‌است صفت یا عنوان پیغمبر می‌باشد. به طوری که در اکثر جاهای اوستا آمده صفت اشو از جانب اهورا مزدا به زرتشت اختصاص یافته و دیگر مقامی بالاتر از ان نیست که مخلوقی از جانب خالق بخشنده، به خطاب اشوئی مخاطب شود. اشوزرتشت را از سلسله مه‌آبادیان نامیده‌اند .

یاران نزدیک زرتشت : شاه گشتاسب کیانی بزرگ ترین یاور و گسترش دهنده دینی بهی بوده است که آئین وی ار پذیرفت . زمان پادشاهی کیانیان نیز به بیش از سه هزار سال می رسد.فرشوشتر و جاماسب که از نامداران خاندان هوگو بودند از نزدیک ترین یاران زرتشت بوده اند.گویا پس از درگذشت زرتشت جاماسب رهبر پیروان او میگردد.خاندان فریان نیز که ریشه تورانی داشته اند ( در ترکستان کنونی ) از یاران نزدیک زرتشت بودند . یاران زرتشت در تاریخ به سه گروه نامیده شده اند .
گروه نخست خیتو : که در معنی خودمانی می باشد ، اینان کسانی هستند که لقب آزادگان به آنان داده شده است و تمامی گفتار او را با جان و دل پذیرفته بودند و در گسترش آن کوشش میکردند . گروه دوم ورزن : می باشد که به کسانی گفته می شود که در حلقه قرار دارند.آنان اندکی از زرتشت دور بودند و در درک درست واژها و سخنان زرتشت کمی دورتر از گروه دوم بودند . به آنان انجمنیان نیز گفته اند. گروه سوم اریمن : نام دارد که امروزه آریامنش نامیده می شود. که در آن روزگار دوستان زرتشت در گسترده فلات بزرگ ایران خطاب می شدند. آنان از دور و از کشورهای دیگر به سخنان او ایمان آورده بودند .

زمان زندگی زرتشت : به درستی مشخص نیست، بعضی از پژوهشگران زمان او را ۶۰۰۰ سال پیش از افلاطون و یا ورود خشایار به یونان می دانند، چندی او را ۵۰۰۰ سال پیش از جنگ « تروا » که ۶۱۰۰ سال پیش از میلاد مسیح بوده می دانند. نوسان این دوره ها از ۶۰۰ تا ۶۰۰۰ سال پیش از میلاد است اما زرتشتیان ایران در حال حاضر به نظر ذبیح بهروز استناد کرده و زاد روز اشوزرتشت را ۱۷۶۸ سال پیش از میلاد مسیح باور کرده اند.

در مورد زایش و پیامبری زرتشت نیز روایتهای گوناگونی موجود است که به قدری زیبا و پرمغز است که مثال آن را در ظرایف هیچ دینی جز مذهب تشیع نمی توان دید. برای مثال در مورد خلقت زرتشت و فره او چنین آمده است که زرتشت دارای فره ای است که مخصوص او بوده و پیش از زایش وی پدیدار بوده ( به نظر شیعه در مورد خلقت نورانی معصومین پیش از خلقت جسمانیشان توجه شود )، فره ای که بسیاری از زیاده خواهان از جمله افراسیاب خواستار تصاحب آن بوده اند. در زامیادیشت ، می خوانیم که : ” افراسیاب تورانی در همه هفت کشور به جستجوی فره زرتشت گشت تا اینکه به سوی فره شتافت اما فره خود را پس کشید و چنان که خواست اهورامزدا بود به کام خواستاران شایسته اش درآمد [زامیادیشت-۸۲]

رسالت زرتشت : میرخواند در کتاب ” روضت الصفا ” ، می نویسد : ” زرتشت از جبلی از جبال اردبیل بالا رفت، و از آنجا فرود آمد و کتابی در دست. می گفت که این کتاب از سقف خانه ای که بر این کوه واقع است ، نازل شد و آن نسخه را [زند] نام نهاد و چون همه کس معانی زند را فهم نکرد، شرحی بر آن نوشته به [پازند] موسوم گردانید .

در یکی از کتب دستنویس پهلوی ( M.U.29 -321 ) آمده است که زرتشت می گوید : ” خداوند ، معبودیست که به کسی مانند نیست … ” این نحوه خداشناسی اوج تفکراندیشه و دین او را نشان می دهد که خدا را چنین کامل و زیبا وصف می نماید و همین مهم باعث شده تا مفهوم اندیشه زرتشت در چند هزار سال پیش، چون خورشید رخ نمایاند .
او در گاهان که سروده خود اوست، جز از خدای یگانه نام نمی‌برد. از این رو او را پیامبر یکتاپرستی خوانده‌اند که یکی از کهن‌‌ترین آیین های یکتاپرستی را در زمین پدید آورد. آموزه‌های زردشت بر دو پایه استوار است : راستی و روشنی . دو ارزشی که همواره ایرانیان را با آنها می‌شناختند تا جایی که حتی دشمنان ایران هم به آن معترف بودند.

راهی که زردشت در رسیدن انسان به جاودانگی و رستگاری تبلیغ می‌کند، پیوستن در اندیشه و گفتار و کردار به نظام راست و درست است (اندیشه نیک، گفتار نیک، کردار نیک) . او که از نوادگان پیامبر کیش مهربود ، اخلاق را بالاتر از مناسک مذهبی می‌دانست . بی‌گمان رشد آئین او مرهون نه تنها قدرت و انسجام این تعالیم الهی بلکه همچنین این واقعیت است که زردشت خود دینْ مرد بود و برای پیروانش احکامی آورد ساده، اثرگذار و مکررّ.
زمان و خواستگاه ظهور اشو زرتشت : تا کنون بر هیچ کس روشن نیست و هر مورخ و خاورشناسی دیدگاهی برای خود دارد . آنچه بیش از همه مورد تاکید است بین سه هزار و پانصد سال تا پنج هزار و پانصد سال می باشد . تقویم دینی زرتشتیان نیز به هزار و هفتصد و سی و هشت سال پیش از میلاد تهیه شده است  . روز تولد ایشان ششم فرودین است که این روز هزاران سال است که در ایران گرامی داشته می شود .

اوستا زادگاه اشو زرتشت را محلی به نام « رَگه » در کنار رودخانة « دْرُجی » و دریاچة چیچَست می داند. بعضی از پژوهشگران نیز، این محل را در غرب ایران یعنی دریاچة ارومیه و برخی دریاچة هامون در خاور را اشاره کرده اند و تعدادی نیز رگه را شهرری در نزدیکی تهران می دانند. باید توجه داشت که در مورد خاستگاه زردشت تا مدت‌ها دانشمندان در اشتباه بودند و آذربایجان را سرزمین او می‌دانستند. این اشتباه هم از آنجا ناشی می شد که مغان مادی که متولی دین زردشت بودند ، وقتی در دوره ساسانی اعتبار یافتند ، همه مکان‌های شرقی را با مکان‌هایی در غرب ایران مطابقت دادند تا زردشت را برخواسته از سرزمین خود جلوه دهند اما سرانجام دانشمندان توانستند براساس معیارهای زبانی و جغرافیایی و منابع تاریخی زیستگاه زردشت را در سرزمینی در شمال شرقی ایران قدیم و به احتمال زیاد خوارزم تعیین کنند .

گاتها، قدیمی ترین قسمت اوستا تالیف و ترجمه ابراهیم پورداوود خاستگاه زرتشت را (اَریان و یوچه‌) در ساحل‌ رود (دائیتی) در سرزمین‌ قبایل‌ ایرانی‌ متولد گردید در (زامیادیشت‌) زیستگاه‌ زرتشت‌ را در ناحیه‌ای‌ میداند که‌ در آن‌ دریاچه‌ کوسوی است‌ که‌ مطابقتی‌ با دریاچه‌ هامون‌ دارد. بهر تقدیر ناحیه‌ (اَریانَّ و یوچَه‌) گاه‌ خوارزم‌ پنداشته‌ می‌شود و گاه‌ آن را آذربایجان‌ و بعضاً بدلیل‌ مراسمی‌ مذهبی‌ که‌ در ستایش‌ اَرُدویسوراآناهیتا می‌شود آن را در سیستان‌ ذکر کرده‌اند. تاریخ‌ موجودیت‌ زرتشت‌ را نمی‌توان‌ بطور قطع‌ مشخص‌ نمود که‌ احتمالاً قدمت‌ آنرا از ۹۰۰ سال‌ تا ۶۰۰ سال‌ پیش از میلاد می‌دانند . زرتشت‌ از سرزمینی‌ کهنی‌ برخاست‌ که‌ مردمانش‌ آریایی‌ بودند.

ویل دورانت تاریخ نگار امریکایی : زمان زرتشت به گفته یونانیان به بیش از پنج هزار سال پیش می رسد . بروسوس بابلی زمان زرتشت را به دو هزار سال پیش از میلاد می داند .

فرهنگ پارسی عمید : نخستین پیام آور صلح و خرد و اندیشه جهان که تاریخ زیستن او را از حدود قرن هفتم قبل از میلاد تا هزار و سیصد و هفتاد و پنج قبل از میلاد تخمین زده اند که هنوز هیچ تاریخ شناسی نتواسته است از زمان او آگاهی پیدا کند . او ایرانیان را به پرستش خدا یگانه دعوت کرد . نام پدرش پورشسب و نام مادرش دغدو . که گفته اند یکی از دلایل بوجود آمدن بزرگترین امپراتوری تاریخ در زمان شاهنشاهی هخامنشیان گرویدند پادشاهان آن زمان به دین زرتشتی بوده است .

سوئیداس یونانی : که از مورخین یونان است و در سال نهصد و هفتاد میلادی بسر میبرده زمان زرتشت که از او به عنوان دانای پارس و ماد نام برده را به پنج هزار سال پیش از جنگ ترویا میداند .

هرمدروس : از شاگردان ارشد افلاطون – زرتشت را به بیش از پنج هزار سال قبل از شروع جنگ “ترویا” نامیده است .
ارسطو : سایر مورخین یونانی از وی سندیت گرفته اند . او از شاگردان افلاطون بود و دوست و مربی اسکندر . وی در سال سیصد و هشتاد و چهار پیش از میلاد تولد یافت و زمان ظهور اشو زرتشت را ۹ هزار و ششصد سال قبل از مسیح می داند .

اودوکسوس و ارسطاطالیس / شاگردان افلاطون ، کتاب تاریخ طبیعی : آئین زرتشت بالاترین و برجسته ترین آئین انسانیت و احترام به دیگران است که به بیش از شش هزار سال قبل از افلاطون می رسد . افلاطون در سال چهارصدو بیست و هفت قبل از میلاد متولد شده است و در سال سیصد و چهل و هفت درگذشت . پس ظهور زرتشت برابر می شود با هشت هزار و چهارصد سال پیش .

پلینی یا پلینیوس بزرگ رومی : وی از مورخین مشهور یونان است زمان زایش زرتشت را قبل از حضرت موسی خوانده است .

پروفسور شیلر و مسیو دیمارگان : هر دو از باستانشناسان فرانسوی هستند  که در حفریاتی که از شوش – بابل – نینوا بدست آوردند و به خط میخی نوشته شده است زمان زرتشت را به هفت هزار الی هشت هزار سال پیش از میلاد تخمین زده اند و پادشاهان آنجا را زرتشتی خوانده است .

**********************************************************

روز در گذشت زرتشت (روز خور از ماه دی برابر با ۵ دی ماه)

زرتشت در هفتاد و هفت سالگی در گذشت .درباره مکان درگذشت زرتشت او روایات بسیاری است.اما بسیاری از مردم معتقدندکه در آن سال ها گشتاسب و پسرش اسفندیار از بلخ که پایتخت آن زمان بود خارج شده بودند و اجسب فرمانروای تورانی که دشمن دیرینه بردند و با حمله آنها جان باختند.بر پایه این روایت این اتفاق تلخ در روز خور از ایرانیان بوده است با استفاده از موقعیت خود تور براتور فرمانده سپاه خود رابا لشکری پرشمار برای حمله به ایران فرستاد . آن زمان پیامبر ایزرتشت رانی بالهراسب وگروه دیگری از پیروانش در آتشکده بلخ به سر می ماه  دی افتاد و برای همین زرتشتیان دراین روز به ادریان و آتشکده روی می آورند و به نیایش می پردازند ..

نقل از متن پهلوی زادسپرم : زرتشت در سن ۷۷ سالگی در روز خور یا یازدهم اردیبهشت ماه در نیایشگاه بلخ بدست یک تورانی به نام توربراتور کشته شد.

**********************************************************

بزرگان جهان و زرتشت

آنتونیو پالیارو  خاورشناس ایتالیایی ، در مورد دین زردشت می‌گوید: «در این دین، بیان جدیدی از انسانیت وجود داشت که رفتار [سلسله ای چون] هخامنشیان هم از آن سرچشمه گرفته بود . مفاهیم یکتاپرستانه و بنیان عمیقا اخلاقی آموزه خیر و شر. بی‌گمان، دین هخامنشیان نیز بازتاب بی‌پیرایه و اصیل روح اولیه دین زردشت بوده است .

حبیب لوی دانشمند یهودی : در مورد تاثیر آیین زرتشت بر دین یهود چنین می گوید ” یهودیان تا پیش از آشنایی با آیین زرتشت ، اعتقادی به رستاخیز و موعود نداشته اند و پس از آن است که این دو پایه به دین آنها افزوده می شود .

دکتر ویت نی : مذهب زرتشتی در یکی از اقوام برترکره زمین متنعم شده است . آنکس که از حیث مراتب فیلسوفانه و روحانی و جسمانی و پاکی صوری و معنوی دعوی اصالت نجابتش محل توجه است مذهبش زرتشتی است .

پرفسور دکتر گیگر : به راستی هیچ قومی از اقوام باستانی خاور زمین قدرت حفظ و صحت کیش خویش را مانند زرتشتیان نداشته اند و این خود از تاثیر حقیقت این مذهب است که در عین حقیقت بدون نقصانی در اصول باقی مانده است . در همه تفتیشاتی که در طول زندگی کرده ام هیچ آیینی و قومی را مانند زرتشتیان در یکتاپرستی – خداشناسی – آزاد منشی – پاکی و حقیقت ندیده ام . چه خوشبخت است قومی که این آیننشان است .

نیچه : زردشت بزرگترین پیامبر هوشمند و تیزهوشی است که پایه‌های گسترده اندیشه سازنده و مردمیش تاکنون برای باختر استوارترین ستون زندگی بوده است. اندیشه زردشت آموزشهای بزرگی برای نیک زندگی کردن، نیک در پیوند بودن، نیک‌‌رفتار داشتن ونیک سخن گفتن و بالاتر از همه، چگونه ارج و ارزش نهی به دیگران است. او هیچگاه در هیچ سخنش از به کاربردن پی‌درپی «راستی و درستی‌ خودداری نکرده وپیوسته همه مردم را بدین سو خوانده است. در سخن زردشت ، شکوهی یافت میشود که در کمتر سخنی میتوان یافت. نیچه، فیلسوف و نویسنده بزرگ آلمانی زردشت را نخستین کسی می داند که پیکار خوبی و بدی را به حرکت در آورنده جهان دید. در چشم نیچه، زردشت پهلوان اندیشه هاست.

پرفسورهرتسفیلد : پشتکار و کوششهای خستگی‌ناپذیر، از فروزه‌های درخشان ایرانیان می‌باشد که برپایه راستی و درستی استوار شده است که همه آنها پرتوی از آیین شکوهمند و پرفروغ زردشت است.

پروفسور میه : فروزه‌های ایرانیان باستان ستایش آمیزند. ولی باید دانست که انگیزه‌ آنها ، آموزشهای نیک خواهانه و مردمی زردشت میباشد . زردشت از منشا والا برخوردار بود که توانست بر دل مردم رخنه نماید وآنها را به سوی خود و آفریدگار مهربان و نیک خواهش بکشاند .

التهیم : سروده‌هایی به این ژرفنایی و استادی و با روانی بی‌همانند دراین دوران تنها از کسانی برمیآید که نیک پرورش یافته باشند و از خانوادة‌ نژاده‌ای باشند که از آموزش و پرورش نیک برخوردار باشند. سرودهای زرتشت از یک مایه بنیادین بینشمندی و ادبی کم مانند بهره‌ور است که با دوران هند و اروپایی پیوندی ناگسستنی دارند. بی پروا میتوان گفت که درونمایه گاتها از یک گفتار جهان برین برخوردار است که به اندیشه این مرد بزرگ رخنه کرده و درآن جای گرفته است. زرتشت اندیشمندی یکتا و بی‌همتا ،  درشناس و روشن‌نگری بسیار برجسته و والا بود . از این رو پیشوای بی چون وچرای کسانی شد که با ژرف‌بینی و ژرف نگری به جهان نگریستند و پایه‌گزار بینشمندی شدند .

پروفسور مری بویس می نویسد : ماهیت تعالیم زرتشت مثبت و سرشار از امید بوده است چنان که به محقّرترین اعمال زندگی روزمره هدف و معنایی کیهانی می بخشید. دین زردشتی دینی است که چنین ماندگار شده و توانسته است به همان صورت اصلی از نسلی به نسل دیگر منتقل شود.

جکسون : بودا و کنفوسیوس و سقراط که جویندگان نور و فروغ و روشنایی بودند از پایه‌هایی بلند و سرکشیده برخوردار بودند، ولی باید پذیرفت که زردشت از همه آنها بالاتر و والاتر وارزشمندتر بود. او بی تردید یکی از آموزگاران بزرگ خاور به شمار میآید .

گوته : سخت فریفته گفتار و سروده‌های زرتشت بود و اورا مردی بسیار بزرگ و نوشته‌هایش را شکوهمند بازنمود کرده است. گوته، زرتشت را خردمندی به شمار میآورد که جهان خرد کمتر همانند اورا به خود دیده است. او در همه جا از کسی نام می‌برد که هماره دراندیشه خوشبختی و آسایش مردم بوده است و جز راستی و پاکدلی سخن نگفته است .

وتین آمریکایی : زردشت از همه نگرها ستودنی است، بیگمان مسیح پیرو او بوده واز اندیشه او بهره گرفته است. سه سخن رسا و روان و شکوهمند او: پندار نیک –گفتار نیک- کردار نیک ، پایه و بنیاد همه دینها ست و هیچ خردمندی نتوانسته است چیزی بر آن بیفزاید .

توماس هاید نویسنده بزرگ انگلیسی : منش زرتشت را سخت می‌ستاید و اورا اندیشمندی بزرگ به شمار میآورد . او مینویسد که خداوند زرتشت را برای مردم ایران برگزید، زیرا ایرانیان از یک آگاهی بزرگی درباره خداوند برخوردار بودند. این مردم با خرد، سزاوار مرد خردمندی چون زردشت بودند .

هومباخ : درگاتها این سروده‌ باشکوه زردشت، یک آفریدگار یافت میشود که اهورامزدای نیک خواه و خیراندیش است. آموزش های او برترین آموزشهای نیک و برجسته درراه یک زندگی پاک و آراسته و درست و شایسته است که بازده‌های درخشان آن نیک آشکار میباشد . اورا میتوان یک استاد مهر و پاکدلی خواند که جز درراه راستی و درستی گام ننهاد و از اهورامزدا جز خوشبختی مردمان روی زمین را نخواست.

پرفسور جان هینلز : دین زرتشت را باید نخستین دین آزادی انسانها و حقوق بشر در جهان خواند .

پرفسور هانری ماسه – رنه گروسه : زرتشت اولین شخصی است که پایه های یکتا پرستی را در جهان بنیان نهاد .

دکتر هاگ : زرتشتیان مقام زن و مرد را برابر دانسته اند . رسومات دینی زنان و مردان برابر است . مراسم تدفین مردگان برای زن و مرد فرقی ندارد .

فرانسیس پاورکاب : من شگفت دارم از این که اگر زرتشت در هزاران سال پیش از میلاد در شرایطی که هیچ قانونی برای بشریت وجود نداشت ظهور نمی کرد و چنین آموزه هایی را برای ما به جای گذاشته که پس از هزاران سال بدون کوچکترین ناهمگون نبودن با شرایط امروز و همچنان پایه های انسانیت بشر را شکل میدهد اگر زرتشت نیامده بود به راستی امروزه جامعه بشریت چه حالی داشت و در چه شکلی زندگی میکرد .

(1 امتیاز)
 

افزودن دیدگاه


کد امنیتی
کد امنیتی دیگر