امروز يكشنبه 16 بهمن 1390

قوم کاسپین, کاسیها

کاسها یا کاسپ‌یان -قبل از ورود اقوام آریایی قوم بزرگ آمارد یا مارد بر ایران تسلط داشت که خود شامل چند شاخه بود و بزرگترین آنها اقوام خویشاوند آماردهای گل یا گیل در گیلان آماردهای کادوس یا کاسپیان در گیلان و غرب مازندران و آماردهای تپور در شرق مازندران بودند. آماردهایی که در مناطق کوهستانی گیلان اقامت داشتند دیلمیان نامیده می شدند. بومیان ایرانی ساکن در شمال ایران بنا به دلایل متعددی بیشتر از دیگر نقاط توانستند در مقابل هجوم های بیگانگان از استقلال و هویت فرهنگی خود دفاع و پاسداری نمایند. نام های باستانی مثل گیل, تپور(تبرستان) و دیلم , مارلیک, کاس, کاس ماشل و کاس چوم و نام زیبای دریای کاسپیان همگی ماندگارانی از اجداد باستانی ما می باشند.

کاسها سفید پوستانی با چشمان کبود و موهایِ بور بودند که در هزاره‌ی سومِ پیش از میلاد یا زودتر، پیش از کوچیدنِ هتیت‌ها و میتانی‌ها به آسیایِ کوچک، از راهِ دامنه‌ی کوه‌های تالش (تال، تیل، تول = گِل + لش) به ایران آمدند و در دره‌ی سفیدرود و دلتایِ آن (گیلانِ امروزی) ماندگار شدند . اینها فرهنگی درخشان و تمدنی گسترده در شمال ایران بنیان گذاشتند و نامِ خود را به دریای شمالِ ایران دادند که فرنگی‌ها آن را (دریای کاسپین) کاسپیان می‌نامند.اجسامی را که در دره‌ی سفیدرود از زیرِ خاک بیرون آورده اند، مانده از دورانِ کاسپ‌ها است.

کشورِ کاسپ‌ها در آغاز ، در دره‌ سفیدرود میان دریایِ کاسپیان و کوه‌های شمالیِ زنجان (سنگان) و از املش (امل + لش) تا تالش گسترده بوده است.کاسپ‌ها پیروِ آیینِ مهر بودند و باید نخستین کسانی بوده باشند که اسب را به ایران آورده و پرورش داده اند. کاس‌های گیلان که چشمانی کبود، پوستی سفید و موهای بور دارند و بیشتر در فومن و اسالم و تالش و املش زندگی می‌کنند، از نژادِ کاسپ هستند.کاسپ‌ها از کوه‌های تالش به آذربایجان هم رفته اند. دو کسیان ، یکی در شهرستانِ ماکو و دیگری در شهرستانِ رضائیه از این مردم نام گرفته اند. مردمِ چشم کبود و مو بور و سفید پوستِ آذربایجان هم از نژادِ کاسپ و از خویشانِ کاس‌های گیلان هستند.

کاسپ‌ها به فلاتِ ایران کوچیده اند و زمانِ درازی شهرِ قزوین (کاسپین = کاسپیان) زیستگاه و پایگاهِ‌شان بوده است. مردمِ مو بور و سفید پوست و کبود چشمِ قزوین هم از نژادِ کاسپ اند. گروه‌ی از کاسپ‌ها به خراسان رفته اند و در دره‌ی کاسپ‌رود که امروز کشف‌رود نامیده می‌شود ماندگار شده اند ( در شاهنامه نامِ این رود، کاسپ‌رود و کاسف‌رود آمده است). گروهی هم به خاورِ افغانستانِ امروزی رفته اند که بازماندگانشان با موی بور، چشمِ آبی و پوستِ سفید هنوز در آنجا زندگی می‌کنند. کاسپ‌ها از قزوین به همدان و از آنجا به لرستان رفته اند. اینها با پروراندنِ اسب و فروختنِ آن به بابلی‌ها، به کشورِ بابل راه یافتند. پیش از آنکه کاسپ‌ها به بابلی‌ها اسب بفروشند، سومری‌ها و اکدی‌ها و بابلی‌ها، ارابه‌های خود را با گاو می‌کشیدند. پس از شناختنِ اسب، اربه‌هایشان را با اسب کشیدند که آنها را از کاسی‌ها می‌خریدند. از همین راه اسب به عربستان رفت و در آنجا پرورش یافت، جوری که اسبِ عربی امروزه به نام شده است. هم اکنون در لرستان مردمی سفید پوست با موهای بور و چشمانی کبود ، در تیره‌های کاکاوند، حسن‌وند، بومیانِ نورآباد، در بخش‌های زاغه، الشتر، دلفان، سلسله، کرمانشاه و جاهای دیگر زندگی می‌کنند که از نژادِ کاسپ هستند.کاسی‌های لرستان که از راهِ اسب فروشی به بابل راه یافته بودند، کم کم در بابل رخنه کردند و به آنجا دست اندازی می‌کردند. این دست اندازی‌ها به اندازهای گسترش یافت که ، از سده‌ هجدهمِ پیش از میلاد، نامِ کاسی‌ها در تاریخِ بابل راه یافت.  بابلی‌ها، به کاس‌ها که از شمالِ خاوری، و هتیت‌های سفید پوستِ مو بورِ و کبود چشمِ هم نژادِ کاسی‌ها که از شمال به بابل دستبرد می‌زدند بربرها می‌گفتند.بربر، به زبانِ سومری نامِ آفتاب است. سومری‌ها کاسی‌ها را و بابلی‌ها هتیت‌ها را که هر دو نیایشگرِ آفتاب (مظهرِ ایزدِ مهر) بودند «آفتاب پرست» می‌دانستند. و آنها را بربر می‌نامیدند.

کاسی‌ها که با گذشتنِ زمان نیرومند شده بودند، در سالِ ۱۵۲۰ پیش از میلاد، کشورِ بابل را گرفتند و فرمانرواییِ خود را در آنجا استوار کردند.از پادشاهانِ نامدارِ کاسی‌ها در بابل،نامِ( کارائین‌داش Karaïndash :پیرامونِ سال‌ِ ۱۴۱۵ پیش از میلاد)،( بورنابوری‌یاشِ دوم Burnaburiash : پیرامونِ سالِ ۱۳۵۰ پیش از میلاد) و( ملی‌شی‌خو : Melishichu پیرامونِ سالِ ۱۱۸۰ پیش از میلاد) بجا مانده است. در سالِ ۱۱۶۰ پیش از میلاد، پس از ۳۶۰ سال فرمانروایی به کشورِ بابل، کاسی‌هایِ لرستان از الامی‌ها شکست خوردند و سرورىِشان در کشورِ بابل پایان یافت و به کوهستانِ لرستان بازگشتند (لغتنامه‌ سوئیسیِ NSB Enzyklopaedi-Lexikon 2000 جلدِ هشتم چاپِ ۱۹۷۱ صفحه‌ی ۲۷۸۲ ستونِ چهارم) .کاس‌ها را الامی‌ها : ( کَسی، آسوری‌ها، کشو و هرودوت کیسی ) نامیدند. در تاریخ کشو، کاسو، کیسی، کسی، کاسیت، کسیان هم نامیده شده اند.

کاس‌ها، مادر اقوام فعلی ساکن در حاشیه جنوبی دریای کاسپین هستند. کاسپین : نامی صددرصد ایرانی است و از سه بخش کاس+پی+ین تشکیل شده است. پی در گیلکی به معنی جلگه و دشت بوده و «ین» در گیلکی یکی از علائم جمع می‌باشد. کاسپین در کل به معنی کاس‌های ساکن در جلگه معنی می‌دهد. کاسپین نام جهانی و باستانی دریای کاسپین است.منبع

*************************************************************

از ۸۵۰۰ سال تا چهل و پنج سال قبل از میلاد مرتب نوشته شده ایرانیان از دره سند بطرف فلات ایران مهاجرت نمودند.البته این کتابی است مستند و مفید و اشکال آن این است که نامردانه اشاره ای به تمدن خاور دور وخاور نزدیک نشده و گسترش تمدن را از خاور نزدیک و اروپا و افریقا میداند والبته از زمان هخامنش و پارتیان و ساسانیان چیز کمی نوشته و آنها را مادون تمدن بطرف غرب قرار داده والبته اضمحلال دولتهای خاور نزدیک را بدست ایرانیان و رومی ها توضیح داده است اما خوبی این کتاب دراین است که اشاره مستقیم به قوم کاس شده است که همین اکنون اصیل ترین و اصلی ترین آن در سرزمین مقدس گیلان زندگی میکنند و قسمت غرب دریای خزر و منجیل و قزوین بعنوان کاسپین معروف است و همین اکنون بعضی از اسامی مردم رشت نامشان کاس آقا میباشد واشخاص زاق و بور را کاسه چشم میگویند.

*******************************************************************

بسیاری بر این باورند که ریشه‌ی پاسداشت شب چله میراث قوم «کاسپ‌ها» است. کاسپ‌ها ابتدا در گیلان امروزی سکنی گزیدند و پس از چندی به نقاط دیگر ایران مهاجرت کردند.کاسپ‌ها قوم نیرومندی بودند و تمدن توانمندی را پایه‌گذاری کردند. از جمله تمدن‌های آبی (Hydraulic Civilizations) که می‌توان از زیگورات چغازنبیل ، آسیاب‌ها و قنات‌های شوشتر به‌عنوان آثار باقی‌مانده از تمدن کاسپ‌ها نام برد . همچنین پل‌های بسیاری با نام آناهیتا در سراسر ایران ساختند و با ساخت چهارتاقی‌هایی توانستند انحراف ٢٣ درجه‌ی مدار زمین در گردش به دور خورشید را اندازه‌گیری کنند.کاسپ‌ها با استفاده از این ابزار به تقویمی دقیق دست یافتند و دریافتند که پس از آخرین شب پاییز بر طول روزها اندک‌اندک افزوده شده و از طول شب‌های سرد کاسته می‌شود.

**********************************************************************

کاسپ‌ها یا کاسیت ها  : قومى ساکن ایران شمالى و مرکزى که قبل از آریایى ها در این سرزمین فرهنگ و تمدن درخشانى پدید آوردند و حتى بیش از پانصد سال بر کشور متمدن بابل حکمرانى کردند. کاشى یا کاسى و با تلفظى دیگر، کاشیت و کاسیت نام دیگر این قوم است که اسامى شهرهاى کاشان، کاشمر و کشوین یا کژین یا قزوین کنونى و بسیارى از نام هاى شهر ها و روستا ها با تلفظ هایى مشابه یا متفاوت همچون کاشک در حومه سبزوار، کاشانک نزدیک تهران، کاشگان در خرقان قزوین، کاشانتو جنب شهر صحنه کرمانشاهان، کاستان در جنوب غربى کاشمر، کاسمند در حومه آمل، کاسان در اطراف فومن، کاسکان هم در نزدیکى بیرجند و هم در جوار کازرون، کاسوا در دستجرد حوالى قم، یادگارى از دوران حضور آنهاست.کاسپین نامى است که مأخذ از کاسیوم لاتینى است و چنانکه گفتیم در زبان هاى اروپایى و از آنجا در تمام جهان رایج شده است و تنها کشورهاى عربى مستثنى به شمار مى روند که همان نام آشناى و قدیمى قزوین را هنوز بکار مى برند.

هجوم اقوام آریایى که طى دو نوبت به فاصله پانصد سال از یکدیگر صورت گرفت، به حیات تاریخى و تمدنى کاسیت ها پایان داد. اما باقى ماندن اسامى جغرافیایى آنها و همچنین کاوش هایى که حاکى از تأثیرپذیرى آریایى هاى سکونت یافته در ایران از فرهنگ و تمدن کاسى ها است، دلالت بر این دارد که ظاهراً نظیر هر نوع مهاجرت سیل آساى تاریخى و حتى تهاجم ویرانگر دوران کهن، پس از مدتى جنگ و کشتار و غارت و ویرانى ، میان مهاجمان و بومیان نوعى همزیستى غالب و مغلوب برقرار شده و از آن آمیختگى هاى نژادى و فرهنگى پدید آمده است. این واقعیت تاریخى با موارد بسیارى در دوران هاى باستان،میانه و حتى جدید تشابه دارد که آخرین نمونه آن را مى توان در آمریکاى مرکزى و جنوبى امروز در آمیزش اروپائیان مهاجم و مهاجر و سرخپوستان بومى آن خطه ملاحظه کرد.

**************************************************************

هرتسفلد معتقد است که ساکنین ایران را قبل از رسیدن ایرانیان می توان زیر عنوان کلی کاسپین که دریای خزر بنام آنهاست جمع نمود.هرتسلفد در مورد کاسپینها چنین می نویسد : از روی پاره ای از قرائن محکم می توان نتیجه گرفت که کاسپینها در هزاره های پنجم و چهارم پیش از میلاد کشاورزی میکردند و بنابراین قرائین معتقد است که این مردم نخستین کشاورزان جهان بوده اند و همانطور که در قسمت دامپروری و کشاورزی اشاره شد کشاورزی از سرزمین آنها به خاکهای رسوبی رودخانه های سند و سیحون و جیحون و دجله و فرات رسیده است.بین هفت تا هشت هزار سال پیش مراکز روستانشین در چند نقطه از ایران، در سیالک نزدیک کاشان و در اطراف جلگه مرودشت و در فاصله کمی از شوش، قدیمیترین شهر موجود دنیا، وجود داشته است.از روی یک قسمت از آثار سیالک، که گمان میرود مربوط به هزاره چهارم پیش از میلاد باشد، پیدا شده است که اهالی آنجا به بافندگی و کارکردن با فلزات و استعمال مهر پی برده و شاید چرخ گوزه گری را نیز اختراع نموده بودند.

(2 امتیاز)
 

دیدگاه ها  

 
0 #1 وبلاگ پارسی لیماک 1389-08-27 22:34
شما هم می توانید دیدگاهی تازه در سایت درج و ارسال نمایید. همچنین می توانید به نظر های دیگران رای دهید و از آراء سایر اعضا نسبت به دیدگاهتان مطلع شوید... نظر های شما باعث دلگرمی ماست.
نقل قول
 

افزودن دیدگاه


کد امنیتی
کد امنیتی دیگر